بر اساس آمارهای موجود، بیش از ۹۰ درصد منابع آب استان گلستان در بخش کشاورزی مصرف میشود. این در حالی است که راندمان آبیاری در روشهای سنتی بسیار پایین بوده و بخش بزرگی از آب پیش از رسیدن به ریشه گیاه، تبخیر شده یا هدر میرود. تجهیز اراضی به سامانههای نوین میتواند راندمان آبیاری را تا ۷۵ درصد افزایش دهد، اما این مسیر با چالشهای ساختاری روبروست. یکی از بزرگترین چالشها، شکاف عمیق میان تکنولوژی و اقتصاد کشاورز است. در حالی که دنیا به سمت کشاورزی هوشمند و آبیاری تحت فشار حرکت میکند، بخش بزرگی از کشاورزان گلستانی به دلیل خردهمالکی و ضعف توان مالی، در حصار روشهای قدیمی گرفتار شدهاند.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که تمایل کشاورزان به نوسازی زیرساختها با سد بزرگی به نام «هزینه اولیه» برخورد میکند. قیمت تجهیزات آبیاری متأثر از نوسانات بازار و تورم، رشد چشمگیری داشته است. از سوی دیگر، کیفیت فیزیکی و شیمیایی آب در برخی مناطق استان (به ویژه نواحی شمالی و مرکزی) به دلیل املاح بالا، عمر مفید سیستمهای نوین را کاهش میدهد. رسوبگذاری در قطرهچکانها و هزینههای گزاف نگهداری، کشاورز را به این نتیجه میرساند که ریسک سرمایهگذاری در این حوزه بالاست. علاوه بر این، بروکراسی فرساینده بانکی و دشواری در تامین تضامین، باعث شده تا بخشی از اعتبارات مصوب دولتی به دلیل انصراف کشاورزان از پیگیری وام، به مرحله جذب نرسد.
دولت برای شکستن این بنبست، بستههای حمایتی قابلتوجهی را تعریف کرده است. طبق گفتههای محمد جباری، مدیر آب و خاک جهاد کشاورزی گلستان، در سال گذشته گامهای مثبتی برداشته شده و مجموعاً حدود ۱۰۱۸ هکتار از اراضی استان به سامانههای بارانی، قطرهای و کمفشار مجهز شدهاند. نگاهی به تاریخچه این طرح در استان نشان میدهد که از سال ۱۳۶۹ تاکنون بیش از ۷۵ هزار هکتار از اراضی تجهیز شدهاند، اما در مقایسه با ۲۷۰ هزار هکتار اراضی مستعد استان، هنوز راه درازی در پیش است.
در بودجههای اخیر، برای هر هکتار آبیاری بارانی کلاسیک تا ۲۰۰ میلیون تومان و برای آبیاری قطرهای بیش از ۷۱ میلیون تومان اعتبار بلاعوض دولتی در نظر گرفته شده است. این مبالغ، هرچند بخش مهمی از هزینهها را پوشش میدهند، اما با توجه به اینکه هزینه تجهیز کامل هر هکتار گاهی از سقف اعتبارات فراتر میرود، همچنان سهم مشارکت نقدی کشاورز چالشی جدی باقی مانده است. در این میان، وجود ۴ کارخانه لولههای پلیاتیلن و شرکتهای دانشبنیان بومی در گلستان، یک مزیت رقابتی است که میتواند هزینه تمامشده پروژهها را نسبت به سایر استانها کاهش دهد.
برای آنکه اهداف برنامه هفتم توسعه و تجهیز ۶ هزار هکتار از اراضی گلستان محقق شود، فراتر از تزریق نقدینگی، نیازمند یک «نهضت ترویجی» هستیم. دولت باید علاوه بر تامین تجهیزات، شبکه خدمات پشتیبانی فنی را در دل روستاها گسترش دهد تا کشاورز نگران خرابی سیستم نباشد. همچنین، ترویج «یکپارچهسازی اراضی» میتواند بهرهوری سیستمهای آبیاری را دوچندان کرده و هزینههای هر هکتار را کاهش دهد.
در نهایت، باید پذیرفت که نجات کشاورزی گلستان نه فقط در گروی «تامین آب»، بلکه در گروی «مدیریت مصرف» است. اگر امروز برای گذار به آبیاری نوین و اصلاح الگوی کشت سرمایهگذاری نکنیم، فردا هزینههای ناشی از بیابانزایی، فرونشست زمین و از بین رفتن اشتغال در بخش روستایی، به مراتب گزافتر و جبرانناپذیرتر خواهد بود. گلستان راهی جز مدرنشدن ندارد و این مسیر نیازمند همافزایی میان دولت، بخش خصوصی و جامعه کشاورزی است.


