علیاکبر مهقانی نوده در کارگاه آموزشی مفاهیم بیمه کشاورزی با اشاره به خرید ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تن گندم در کشور، سهم گلستان را حدود ۱۰ درصد اعلام کرد. این سهم برای استانی که بخش بزرگی از اقتصاد آن بر پایه کشاورزی استوار است، فقط یک عدد آماری نیست؛ بلکه نشاندهنده نقش مستقیم گلستان در امنیت غذایی کشور است. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم برنامه کشت گندم گلستان برای سال زراعی جاری حدود ۴۶۰ هزار هکتار تعیین شده است. رئیس سازمان جهاد کشاورزی گلستان نیز هدفگذاری تولید یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا یک میلیون و ۶۰۰ هزار تن گندم را مطرح کرده است؛ هدفی که قرار است نه با افزایش بیحساب سطح زیرکشت، بلکه با افزایش بهرهوری و تولید در واحد سطح محقق شود.
در واقع، مسئله اصلی کشاورزی گلستان دیگر صرفاً «چقدر زمین زیر کشت برود» نیست؛ پرسش مهمتر این است که از هر هکتار زمین چه میزان محصول با چه کیفیت و چه هزینهای به دست بیاید. مسئولان جهاد کشاورزی نیز بر همین اساس از تدوین نقشه راه زراعت استان با همکاری دانشگاهیان و نخبگان بخش کشاورزی سخن گفتهاند؛ نقشهای که هدف آن کاهش سطح زیرکشت در برخی محصولات، افزایش عملکرد و ایجاد ارزش افزوده است.
این رویکرد میتواند نقطه آغاز یک تغییر مهم در کشاورزی گلستان باشد. استانی که با محدودیت منابع آب، خشکسالیهای دورهای، سیل، تگرگ و طوفان مواجه است، نمیتواند برای افزایش تولید تنها به توسعه سطح زیرکشت تکیه کند. افزایش عملکرد، اصلاح الگوی کشت، استفاده از ارقام مناسب، مدیریت مصرف آب و نهادهها و حرکت به سمت کشاورزی دانشبنیان، مسیر منطقیتری برای حفظ جایگاه گلستان در تولید محصولات راهبردی است. آمارهای فصل خرید امسال نیز نشان میدهد حجم تولید و خرید گندم در گلستان همچنان قابل توجه بوده است. در تیرماه، خرید تضمینی گندم استان از ۸۰۰ هزار تن عبور کرد و بیش از ۴۶ هزار کشاورز در این فرآیند مشارکت داشتند. چند هفته بعد نیز میزان خرید از مرز ۸۴۰ هزار تن گذشت و ارزش گندم خریداریشده حدود ۴۲ هزار میلیارد تومان اعلام شد. اما در کنار موفقیت در تولید، یک مسئله مهم همچنان پابرجاست و آن، پرداخت بهموقع مطالبات کشاورزان است. طبق آخرین آمار منتشرشده در مقطع مردادماه، از حدود ۴۱.۱ هزار میلیارد تومان مطالبات ثبتشده گندمکاران گلستان، حدود ۱۹.۳ هزار میلیارد تومان پرداخت شده بود و ۲۱.۸ هزار میلیارد تومان همچنان باقی مانده بود. این یعنی تولیدکنندهای که ماهها برای تولید محصول هزینه کرده، پس از تحویل گندم نیز باید برای دریافت پول خود منتظر بماند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا کشاورز برای شروع فصل زراعی جدید به نقدینگی نیاز دارد. او باید زمین را آماده کند، بذر و کود بخرد، هزینه کارگر و ماشینآلات را بپردازد و خود را برای فصل جدید آماده کند. بنابراین تأخیر در پرداخت مطالبات فقط یک مشکل حسابداری یا اداری نیست؛ میتواند مستقیماً بر توان کشاورز برای ادامه تولید اثر بگذارد. از همین زاویه، بیمه محصولات کشاورزی نیز اهمیت پیدا میکند. گلستان از استانهایی است که تولید کشاورزی آن در معرض ریسکهای متعدد طبیعی قرار دارد. خشکسالی، سیلاب، تگرگ و طوفان میتوانند حاصل یک سال تلاش کشاورز را در مدت کوتاهی از بین ببرند. به همین دلیل افزایش پوشش بیمهای، بهویژه برای محصول راهبردی گندم، بخشی از سیاست حفظ تولید پایدار محسوب میشود.
بر اساس آمار ارائهشده در نشست اخیر، در سال جاری حدود هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان خسارت بیمه محصولات کشاورزی در گلستان پرداخت شده، در حالی که مجموع حق بیمه پرداختی بهرهبرداران حدود ۳۰۰ میلیارد تومان بوده است. همین اختلاف نشان میدهد بیمه کشاورزی در چنین استانی صرفاً یک خدمت جانبی نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای مهم برای کاهش ریسک تولید و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی خانوارهای کشاورز در سالهای پرحادثه است. در کنار بیمه، اجرای الگوی کشت نیز باید جدیتر دنبال شود. برای سال زراعی جدید، علاوه بر ۴۶۰ هزار هکتار گندم، حدود ۷۵ هزار هکتار جو، ۶۵ هزار هکتار کلزا، ۸ هزار و ۵۰۰ هکتار چغندرقند پاییزه و ۶ هزار هکتار سیبزمینی در برنامه کشت گلستان قرار گرفته است. مسئولان تأکید کردهاند که انتخاب محصولات باید بر اساس نیاز کشور، ظرفیت هر منطقه و شرایط اقلیمی انجام شود.
این موضوع بهویژه برای گلستان اهمیت دارد، زیرا افزایش تولید یک محصول به هر قیمت، الزاماً به معنای سود بیشتر کشاورز یا امنیت غذایی بیشتر نیست. اگر محصولی در منطقهای با مصرف بالای آب کشت شود یا هزینه تولید آن از درآمد حاصل بیشتر شود، افزایش سطح زیرکشت میتواند حتی به زیان کشاورز و منابع طبیعی تمام شود. الگوی کشت زمانی معنا پیدا میکند که از یک توصیه اداری فراتر برود و بر اساس اطلاعات واقعی درباره آب، خاک، بازار، قیمت محصول، هزینه تولید و نیاز کشور طراحی شود. گندم گلستان از نظر کیفیت نیز ظرفیت مهمی دارد و مسئولان بخش کشاورزی استان بر کیفیت بالای آن تأکید کردهاند. محتوای گلوتن مناسب میتواند در کیفیت خمیر و نان نقش داشته باشد و همین ظرفیت، امکان حرکت از تولید صرف به سمت ایجاد ارزش افزوده بیشتر را فراهم میکند. بنابراین آینده کشاورزی استان نباید تنها در افزایش تناژ خلاصه شود؛ کیفیت محصول، فرآوری، صنایع تبدیلی، کاهش ضایعات و ایجاد زنجیره ارزش نیز باید بخشی از برنامه آینده باشد. از سوی دیگر، نقش دانشگاهها و نخبگان کشاورزی در این مسیر میتواند تعیینکننده باشد. اگر قرار است سطح زیرکشت برخی محصولات کاهش پیدا کند اما تولید افزایش یابد، این اتفاق بدون علم، فناوری و اصلاح روشهای تولید امکانپذیر نیست. افزایش بهرهوری در هر هکتار نیازمند انتخاب بذر مناسب، تغذیه دقیق، مدیریت بیماریها و آفات، مکانیزاسیون، مدیریت آب و استفاده از دادههای اقلیمی است.
تجربه خرید امسال گندم در کشور نیز یک نکته مهم دیگر را برجسته کرده است: تولید بالا زمانی به امنیت غذایی تبدیل میشود که محصول تولیدشده بهموقع و با سازوکار مناسب از کشاورز خریداری و مطالبات او نیز پرداخت شود. در شهریورماه، خرید تضمینی گندم کشور از ۸.۵ میلیون تن عبور کرد، در حالی که همزمان برآوردهایی از تولید حدود ۱۴.۱ میلیون تن مطرح شده بود. اختلاف این دو عدد بهتنهایی به معنای خروج یا از بین رفتن گندم نیست، اما نشان میدهد همه تولید الزاماً وارد شبکه خرید تضمینی نشده است. این مسئله یک هشدار جدی برای سیاستگذار است. اگر کشاورز احساس کند فروش محصول به دولت به معنای انتظار طولانی برای دریافت پول است، بازار نقدی و واسطهها میتوانند جذابیت بیشتری پیدا کنند؛ حتی اگر قیمت پیشنهادی آنها پایینتر از نرخ خرید تضمینی باشد. بنابراین پرداخت بهموقع مطالبات، بخشی از سیاست حفظ تولید داخلی و جلوگیری از خروج محصول از شبکه رسمی محسوب میشود. گلستان در این میان یک مزیت بزرگ و در عین حال یک مسئولیت بزرگ دارد. رتبه دوم خرید گندم از دولت، سطح گسترده زیرکشت و سهم قابل توجه استان در تولید کشور نشان میدهد گلستان فقط یک استان کشاورزی نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره امنیت غذایی ایران است.
اما حفظ این جایگاه با ادامه روشهای سنتی و افزایش صرف سطح زیرکشت امکانپذیر نخواهد بود. گلستان برای سالهای آینده به کشاورزی کمهزینهتر، پربازدهتر، مقاومتر در برابر خشکسالی و مجهزتر به دانش و فناوری نیاز دارد. در این مسیر، دولت باید سه موضوع را جدی بگیرد: پرداخت بهموقع مطالبات، توسعه واقعی بیمه و تأمین بهموقع نهادهها. کشاورز نیز باید از الگوی تولید سنتی فاصله بگیرد و به سمت افزایش بهرهوری حرکت کند.
در نهایت، موفقیت گندم گلستان را نباید فقط با رتبه دوم خرید تضمینی سنجید. موفقیت واقعی زمانی است که کشاورز بتواند با هزینه منطقی تولید کند، محصول باکیفیت تحویل دهد، پول خود را بهموقع دریافت کند، در برابر حوادث طبیعی پشتوانه بیمهای داشته باشد و از محل تولید خود درآمدی پایدار به دست آورد.
گلستان ظرفیت آن را دارد که نه فقط یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گندم کشور، بلکه یکی از الگوهای کشاورزی بهرهور ایران باشد؛ اما رسیدن به این نقطه نیازمند عبور از نگاه صرفاً کمی به تولید و حرکت به سمت کشاورزی دانشمحور، اقتصادی و مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی است. رتبه دوم، پایان مسیر نیست؛ میتواند نقطه شروع یک بازنگری جدی در آینده کشاورزی گلستان باشد.


