×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

رد پای شخم در شیب و سلاخی جنگل ها در گل‌آلود شدن رودخانه‌ها ، لایروبی بدون آبخیزداری، مصداق خشک‌کردن اتاقی است که فلکه اصلی آب آن شکسته است.
عبدالقیوم آق آتابای

هم‌زمان با این رخدادهای تلخ پاییزی و ورود بیش از ۱۰ میلیون مترمکعب آب به سدهای استان که روزنه‌ای از امید را برای تقویت منابع آبی رقم زد، شرکت آب منطقه‌ای گلستان با تکیه بر لایروبی گسترده ۱۳۴ کیلومتر از رودخانه‌ها در نیمه نخست سال—که معادل ۲۰ درصد کل کارنامه لایروبی کشور است—و با اجرای ۲۴ قرارداد نظارتی و اجرایی به ارزش بیش از ۵۵۰ میلیارد ریال، استقرار زنجیره‌ای از ماشین‌آلات سنگین در گلوگاه‌های بحرانی نظیر اوغان، قره‌تکن، اترک، قره‌چای رامیان، کانال ملت گمیشان و نارلی‌آجی‌سو، و نیز آماده‌باش شبانه‌روزی سه اکیپ پیمانکاری در شرق، غرب و مرکز استان کوشیده است تا خط اول دفاعی در برابر طغیان‌های پاییزه را مستحکم سازد؛ اقداماتی که اگرچه در مقیاس واکنش سریع، مدیریت اضطراری و پدافند غیرعامل، حیاتی و قابل تقدیر بوده و ظرفیت آبگذری در مقاطع دشت را افزایش داده است، اما واقعیت هولناک سیلاب‌های مهرماه اخیر به روشنی نشان داد که تمرکز صرف بر کف‌تراشی رودخانه‌ها و اتکا به سازه‌ها و بیل‌های مکانیکی در دشت‌های پایاب، جنگیدن با معلول است و نمی‌تواند به تنهایی نجات‌بخش گلستان از تکرار فاجعه باشد. ریشه عمیق سیلاب‌های مرگباری که در مهرماه ۱۴۰۵ شاهد آن بودیم، نه در ظرفیت بستر گرگان‌رود، بلکه در کوهستان‌ها، دامنه‌ها و حوضه‌های آبریز بالادست نهفته است؛ جایی که تخریب مستمر جنگل‌های هیرکانی، پاک‌تراشی مراتع دامنه‌ای و تبدیل غیراصولی اراضی شیب‌دار به دیم‌زارهای کم‌بازده، سپر دفاعی طبیعی استان را به کلی در هم شکسته است. در بوم‌سازگان دست‌نخورده جنگلی، تاج‌پوشش متراکم درختان و لایه غنی لاشبرگ‌ها مانند یک اسفنج غول‌پیکر عمل کرده، ضربه چکشی قطرات تند باران را مستهلک ساخته و بیش از هفتاد درصد آب را به آرامی به سفره‌های زیرزمینی تزریق می‌کنند، در حالی که در دامنه‌های عریان‌شده و فاقد پوشش متراکم، باران‌های سیل‌آسای پاییزی با برخورد مستقیم به خاک‌های به شدت سست و فرسایش‌پذیر لُس در شرق استان، بلافاصله سطحی نفوذناپذیر ایجاد کرده و بالغ بر هشتاد درصد نزولات جوی را در کمتر از چند دقیقه به رواناب‌هایی وحشی و شتابان بدل می‌سازند. این کاهش مرگبار «زمان تمرکز حوزه»، امواج سهمگینی از رواناب گل‌آلود را پدید می‌آورد که با سرعت و انرژی مخرب بالا، دره‌ها را درمی‌نوردد و حتی مجالی برای هشدار و گریز ساکنان حریم آبراه‌ها باقی نمی‌گذارد؛ جریانی پر از رسوب و خرده‌سنگ که دهانه‌ها و پل‌ها را مسدود ساخته و سدهای گلستان، بوستان و وشمگیر را به سرعت از گل‌ولای انباشته می‌کند. سیلاب مهرماه امسال ثابت کرد تا زمانی که نگاه مدیریت بحران از بستر رودخانه‌های دشت به سمت ارتفاعات و قله‌ها معطوف نشود و اعتبارات ملی و استانی به صورت هم‌افزا به سمت آبخیزداری بیولوژیک—نظیر احیای کمربند سبز هیرکانی، کاشت مشارکتی گونه‌های بومی و ریشه‌عمیق مانند کَبَر و بلوط در دامنه‌های لغزشی و پایان دادن به شخم در جهت شیب—و نیز آبخیزداری مکانیکی شامل ساخت بندهای متوالی سرشاخه‌گیر و گابیونی برای تله‌اندازی رسوبات و شکستن دبی اوج سیلاب سوق پیدا نکند، لایروبی رودخانه‌ها در پایاب صرفاً تسکین موقتی خواهد بود که با هر بارش فصلی جدید، زیر خروارها خاک شسته‌شده از بالادست مدفون می‌شود؛ واقعیتی که لزوم یکپارچگی میان طرح‌های مهندسی رودخانه و مدیریت صیانتی از منابع طبیعی و جنگل‌ها را به عنوان تنها راهکار اصولی، پایدار و ماندگار برای حفظ جان و مال مردم مظلوم گلستان اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.

 

 

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.