خبر که در دشت پیچید، گویی یک ایل به سوگ و اضطراب نشست؛ اما آنچه پس از آن در امتداد آبراههای خشمگین منطقه رقم خورد، روایتی فراتر از یک حادثه معمولی بود؛ روایتی از پیوند ناگسستنی مردمی که در سختترین آزمونهای اقلیمی، دست از برادری نمیکشند. اگرچه ماشینآلات دولتی، تیمهای تخصصی هلالاحمر، سگهای تجسس، مرزبانی و مدیریت بحران بهسرعت فراخوانده شدند و مسئولان منطقه برای هماهنگی پای کار آمدند، اما موتور محرک و قلب تپنده این تجسس فرسایشی، مردم محلی و جوانان خودجوش منطقه بودند. از همان نخستین ساعات، ترکمن صحرا از مراوهتپه و کلاله گرفته تا گنبدکاووس و گمیشان، بیل و چوبدست به دست گرفتند. گروههای جوانان ، بستر پر از لای و لجن را زیر پا گذاشتند، موتورسواران محلی شیار به شیار درهها را پیمودند و صدها جوان داوطلب، پابرهنه و تا کمر در میان گلولای چسبنده و نیزارهای انبوه حاشیه رودخانه، وجب به وجب خاک را کاویدند. در روزهایی که بوی اضطراب و اندوه، ریههای دشت را پر کرده بود، نان و آب و همت مردم بود که سفره جستوجو را در پهنهای به وسعت بیش از ۸۰ کیلومتر زنده نگه داشت. پس از پنج شبانهروز چشمانتظاری زیر باران و میان گل، نخستین اندوه بزرگ رقم خورد؛ پیکر بیجان فرزاد در حوالی روستای کرند از محاصره گلولای بیرون کشیده شد. بغضها شکست، اما این پایان کار نبود. رجبمحمد هنوز در دل رسوبات سرگردان بود و مردم سوگند خورده بودند تا پیکر امانت صحرا را به آغوش خانوادهاش بازنگردانند، بستر رود را ترک نکنند.
جستوجو وارد هفته دوم شد. خستگی امان همه را بریده بود و لایههای ضخیم لُس خشکشده، گویی هر نشانی را بلعیده بود. اما پاها پس ننشست. همبستگی میان مردم بومی و امدادگران صحنههایی آفرید که تاریخ حوادث منطقه کمتر به خود دیده است؛ همگرایی کمنظیری از غیرت و ایثار که به خطوط اداری و جغرافیایی محدود نمیشد. سرانجام در دوازدهمین روز، پنجشنبه ۱۶ مهرماه، با فروکش کردن تراز آب در منطقه «چات» گنبدکاووس و در نزدیکی ایستگاه پمپاژ، دومین مسافر سیلاب نیز پیدا شد تا پرونده این تجسس غمانگیز با قرائت فاتحه صدها انسان خسته اما پایکار بسته شود. رویداد نارلی آجیسو تلخ بود؛ داغی سنگین بر دل ترکمنصحرا نشاند و ضرورت نگاه ریشهای به آبخیزداری و مهار دامنههای شکننده شرق گلستان را با زبانی خونین بازگو کرد. اما در میان این ویرانی و خشم طبیعت، آنچه در حافظه تاریخی این دیار تا ابد جاودانه خواهد ماند، نه فقط حجم رسوبات یا آمار ۳۰۰ میلیاردی خسارت، بلکه تصویر آن دستهای خستهای است که تا آخرین قطره امید در گلولای فرو رفتند تا نشان دهند روح همبستگی و فتوت مردم این خطه، در برابر هر طوفانی پایدار خواهد ماند.


