داربستهایی که از آذر ۱۳۹۸ بر تن گنبد قابوس نشستند، قرار بود مأموریتی کوتاهمدت داشته باشند؛ پاکسازی علفهای هرزی که در پی سیل ابتدای همان سال روییده و خطر آسیب به آجرهای تاریخی بنا را افزایش داده بودند. اما این مأموریت کوتاه، به اقامتی ششساله بدل شد. در این مدت، مردم گنبدکاووس و گردشگران داخلی و خارجی بهجای دیدن شکوه ناب معماری، با قابی مخدوش و نازیبا روبهرو شدند؛ حصاری آهنین که بیش از آنکه نماد مرمت باشد، نشانهای از طولانیشدن و کندی پروژهها در میراث فرهنگی شد.
فریدون فعالی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گلستان، با تأیید آغاز جمعآوری داربستها میگوید: در این مدت، اقداماتی نظیر تثبیت بخش رک بنا، تولید آجرهای استاندارد و مرمت اضطراری با اعتباری بالغ بر ۴۵ میلیارد ریال انجام شده است. او همچنین وعده داده است که طرح جامع مرمت با همکاری دانشگاهها و متخصصان ادامه یابد و پروژههایی چون نورپردازی و ساماندهی عرصه گردشگری به اجرا درآید.
اما در کنار این توضیحات رسمی، پرسشهای اساسی بیپاسخ مانده است: چرا مرمت اضطراری که باید در چند ماه انجام میشد، بیش از شش سال طول کشید؟ چه میزان از بودجههای تخصیصیافته هزینه شد و خروجی آن چه بوده است؟ و مهمتر از همه، آیا این «پیر هزارساله» پس از این همه انتظار، نفسی تازه کرده یا همچنان در معرض تهدیدهای فرونشست، رطوبت و تغییرات اقلیمی قرار دارد؟
برج قابوس، میراثی از اجداد ما و امانتی برای نسلهای آینده است. مردم این سرزمین حق دارند بدانند که در پشت این سالهای حصار آهنین چه گذشته است؛ چه آزمایشهایی صورت گرفته، چه بخشهایی مرمت شده و سرنوشت ۴۵ میلیارد ریال هزینهشده چه بوده است. برچیدن داربستها شاید پایانی بر یک تصویر ناخوشایند باشد، اما آغاز مطالبهای جدیتر است: شفافیت، پاسخگویی و برنامهریزی دقیق برای حفاظت از گنجینهای که نه تنها به گلستان، که به همه ایران و جهان تعلق دارد. امروز، بیش از هر زمان دیگری، مسئولان میراث فرهنگی باید با ارائه گزارشی روشن از اهداف، اقدامات و نتایج، اعتماد عمومی را تقویت کنند تا این «پیر هزارساله» با قامتی رها و نفسی تازه، همچنان روایتگر شکوه ایران بماند.


