×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بازگشت روی کاغذ، غیبت در قرعه‌کشی

سلیمان هاشمی، فرماندار گنبدکاووس، اعلام کرده است که شرایط ورود دوباره باشگاه استقلال تهران برای حمایت مالی و فنی از تیم والیبال این شهرستان فراهم شده و والیبال گنبد با همکاری فدراسیون و باشگاه استقلال بار دیگر به اوج بازخواهد گشت. در نگاه نخست، این سخنان حامل یک خبر امیدوارکننده است؛ به‌ویژه برای مردمی که فصل گذشته تیمی با نام استقلال گنبدکاووس را در لیگ برتر دیدند و اکنون خواهان تداوم آن هستند. اعلام آمادگی شرکت پنیر صباح، شورای اسلامی شهر و شهرداری گنبدکاووس برای حمایت مالی نیز می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری یک ائتلاف محلی برای نجات تیم باشد. با این حال، فاصله میان «اعلام آمادگی» و «تأمین قطعی اعتبار» همان شکافی است که بارها تیم‌های والیبال گنبد را بلعیده است.

واقعیت موجود هنوز با خوش‌بینی مقام اجرایی شهرستان فاصله دارد. بر اساس برآورد باشگاه استقلال، تیمداری در لیگ برتر والیبال حدود ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه دارد و این باشگاه خواستار آن شده است که نیمی از این مبلغ، یعنی حدود ۵۰ میلیارد تومان، از سوی مسئولان، بنگاه‌های اقتصادی و اشخاص حقیقی یا حقوقی در گلستان و گنبدکاووس تأمین شود. مدیرکل ورزش و جوانان گلستان نیز به‌صراحت گفته است که اگر این سهم فراهم نشود، استقلال گنبدکاووس در لیگ برتر حضور نخواهد داشت. بنابراین هنوز نمی‌توان با قاطعیت از «بازگشت استقلال» سخن گفت؛ آنچه فعلاً وجود دارد، تلاش برای بازگشت، چند وعده حمایتی و یک صورت‌حساب سنگین است که معلوم نیست در نهایت چه کسی آن را پرداخت خواهد کرد.

ابهام زمانی جدی‌تر می‌شود که به قرعه‌کشی فصل جدید لیگ برتر نگاه کنیم. قرعه‌کشی انجام شده، نامی از استقلال گنبدکاووس در میان تیم‌ها دیده نمی‌شود و استقلال مشهد جای آن را گرفته است. اگرچه هنوز زمان دقیق آغاز مسابقات اعلام نشده و مسئولان محلی امیدوارند در فرصت باقی‌مانده با تأمین منابع مالی، مسیر بازگشت تیم را هموار کنند، اما تقویم مسابقات با وعده‌های اداری تنظیم نمی‌شود. برای حضور در لیگ برتر، تنها علاقه باشگاه، استقبال هواداران یا اعلام آمادگی شفاهی کافی نیست؛ ثبت رسمی تیم، قرارداد با بازیکنان و کادر فنی، تضمین مالی، برنامه آماده‌سازی و حل مسائل اجرایی باید در زمان مشخص انجام شود. هر روز تأخیر، حتی در صورت ورود دیرهنگام تیم، می‌تواند استقلال گنبدکاووس را از نظر فنی و سازمانی عقب‌تر از رقبایی قرار دهد که ماه‌ها پیش کار خود را آغاز کرده‌اند. همین‌جا باید میان تیتر امیدوارکننده خبر و واقعیت اجرایی تفاوت گذاشت. عبارت «شرایط بازگشت فراهم شد» این تصور را ایجاد می‌کند که تصمیم نهایی گرفته شده، بودجه تأمین شده و حضور تیم قطعی است؛ در حالی که محتوای اظهارات مسئولان از ادامه مذاکره، نیاز به جذب حامیان بیشتر و احتمال منتفی‌شدن حضور در لیگ برتر حکایت دارد. اطلاع‌رسانی مسئولانه اقتضا می‌کند که مرز میان «امید»، «توافق اولیه» و «تعهد مالی قطعی» روشن باشد. مردم گنبدکاووس طی سال‌های گذشته بارها نام تیم‌های تازه، سرمایه‌گذاران تازه و وعده‌های تازه را شنیده‌اند. آن‌ها بیش از یک خبر خوش زودهنگام، به قراردادی شفاف و برنامه‌ای قابل اجرا نیاز دارند.

برای فهم اهمیت این مسئله باید به گذشته بازگشت؛ به اوایل دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، زمانی که والیبال با ابتدایی‌ترین امکانات وارد گنبدکاووس شد. کمبود توپ و تور نتوانست مانع گسترش بازی شود. جوانان در مدارس و محله‌ها جمع شدند، علاقه‌مندانی که در تهران تحصیل می‌کردند توپ به شهر آوردند و تیم‌های محلی یکی پس از دیگری شکل گرفتند. بعدها بازیکنان منطقه در ترکیب منتخب مازندران آن زمان در مسابقات کشوری حاضر شدند. این روند نشان می‌داد که والیبال در گنبد محصول یک بخشنامه یا پروژه کوتاه‌مدت دولتی نیست؛ ریشه‌ای اجتماعی دارد و از پایین، از میان خود مردم، رشد کرده است.

پس از انقلاب نیز این جریان متوقف نشد. تیم‌های گنبدکاووس در دهه ۱۳۶۰ با نام‌های مختلف در رقابت‌ها حضور یافتند و افتخاراتی از جمله قهرمانی جام حذفی کشور کسب کردند. در دهه ۱۳۷۰، حمایت شرکت صنعت چوب شمال زمینه شکل‌گیری باشگاه نئوپان را فراهم کرد؛ تیمی که با قهرمانی در لیگ دسته دوم به لیگ برتر رسید و تا میانه دهه ۱۳۸۰ به فعالیت خود ادامه داد. نئوپان با اتکا به بازیکنان بومی، نه‌فقط نماینده یک شهر بلکه نماد الگویی بود که نشان می‌داد یک تیم شهرستانی می‌تواند با استفاده از استعدادهای منطقه‌ای در بالاترین سطح والیبال کشور رقابت کند. انتخاب این تیم به‌عنوان یکی از تیم‌های شاخص شهرستانی و اعزام آن به یک تورنمنت در کویت نیز بخشی از همان دوران پررونق بود.

پس از کناررفتن نئوپان، نام‌هایی چون جواهری، هاوش، شهدای ۱۲ دی، فولاد عظیمی، تعاون و شهرداری گنبدکاووس یکی پس از دیگری وارد صحنه شدند. این تعدد نام‌ها در ظاهر می‌تواند نشانه پویایی باشد، اما در باطن، بی‌ثباتی ساختاری والیبال گنبد را بازتاب می‌دهد. تیم‌ها آمده‌اند، مدتی با حمایت یک شرکت، نهاد یا سرمایه‌گذار فعالیت کرده‌اند و سپس با قطع منابع مالی یا تغییر مناسبات مدیریتی کنار رفته‌اند. پیراهن تیم بارها عوض شده، اما مشکل اصلی ثابت مانده است: گنبدکاووس بازیکن و تماشاگر دارد، ولی هنوز از یک باشگاه باثبات، ساختار اقتصادی روشن و برنامه چندساله محروم است. فصل گذشته، سهمیه اعطایی رئیس فدراسیون والیبال و حمایت باشگاه استقلال تهران بار دیگر گنبدکاووس را به لیگ برتر بازگرداند. حضور نام استقلال در کنار گنبد، توجه رسانه‌ای و امید تازه‌ای ایجاد کرد، اما اگر ادامه این همکاری هر سال به چانه‌زنی برای پرداخت نیمی از هزینه‌ها وابسته باشد، نمی‌توان آن را یک راهبرد پایدار نامید. استقلال ممکن است برند، دانش فنی و بخشی از منابع مورد نیاز را تأمین کند، اما والیبال گنبد نباید صرفاً میزبان موقت نام یک باشگاه بزرگ باشد. همکاری زمانی برای شهر ارزش راهبردی پیدا می‌کند که به ایجاد آکادمی، تقویت رده‌های پایه، آموزش مربیان، پرورش بازیکنان بومی، درآمدزایی باشگاه و تثبیت تیم در بلندمدت منجر شود.

گنبدکاووس برای اثبات ظرفیت خود نیازی به شعار ندارد. منیب شیخ، حمزه آقچلی و محمدرضا زیبایی، اعضای گنبدی تیم ملی زیر ۱۷ سال که به قهرمانی جهان دست یافت، نمونه‌هایی از استمرار بازیکن‌سازی در این منطقه‌اند. حضور فاطمه منظوری در تیم ملی والیبال بانوان ایران و قرارگرفتن این تیم در جمع چهار تیم برتر آسیا نیز نشان می‌دهد ظرفیت والیبال شهر تنها به بخش مردان محدود نیست. این نام‌ها محصول یک اتفاق مقطعی نیستند؛ ادامه همان مسیری‌اند که دهه‌هاست از زمین‌های محلی گنبد آغاز می‌شود و به تیم‌های ملی می‌رسد. پرسش اساسی این است که چرا شهری با چنین ظرفیت انسانی، هنوز برای حفظ تیم بزرگسالان خود در لیگ برتر به دنبال یک ناجی بیرونی می‌گردد؟

مشکل اصلی والیبال گنبد فقدان استعداد نیست؛ حتی کمبود هوادار هم نیست. مشکل، ناتوانی در تبدیل سرمایه اجتماعی و انسانی به یک ساختار حرفه‌ای و پایدار است. شهری که سالن آن می‌تواند با حضور هواداران به یکی از پرشورترین میدان‌های والیبال ایران تبدیل شود، باید بتواند از فروش بلیت، تبلیغات محیطی، حق نام‌گذاری، پخش رسانه‌ای، فروش محصولات هواداری، آکادمی‌های آموزشی و مشارکت شرکت‌های منطقه درآمد ایجاد کند. اگر تمام برنامه اقتصادی تیم به کمک موردی شهرداری، وعده یک کارخانه و رایزنی فرمانداری محدود بماند، بحران امسال ممکن است موقتاً برطرف شود، اما سال بعد با عددی بزرگ‌تر بازخواهد گشت.

حتی تأمین ۵۰ میلیارد تومان نیز به‌تنهایی تضمین‌کننده آینده تیم نیست. باید مشخص شود سهم هر حامی چقدر است، پول در چه زمانی و طی چند مرحله پرداخت می‌شود، قرارداد باشگاه استقلال با طرف‌های محلی چه مدتی اعتبار دارد و مسئولیت بدهی‌های احتمالی بر عهده چه نهادی خواهد بود. همچنین باید روشن باشد که چه میزان از بودجه صرف قرارداد بازیکنان، کادر فنی، سفرها، میزبانی، سالن، پزشکی ورزشی، رده‌های پایه و توسعه والیبال بانوان می‌شود. بدون انتشار یک چارچوب مالی شفاف، عبارت‌هایی مانند «قول حمایت» ممکن است در میانه فصل به تأخیر در پرداخت دستمزدها، جدایی بازیکنان یا انصراف تیم منتهی شود؛ اتفاقاتی که در ورزش حرفه‌ای ایران تازگی ندارند. در کنار این مسائل، استفاده از منابع شهرداری نیز باید شفاف و پاسخ‌گو باشد. والیبال برای مردم گنبد یک سرمایه اجتماعی مهم است و حمایت عمومی از آن قابل دفاع، اما بودجه عمومی شهر نمی‌تواند بدون قرارداد روشن، سقف تعهد مشخص و سازوکار نظارت هزینه شود. اگر شورای شهر و شهرداری وارد حمایت مالی می‌شوند، شهروندان حق دارند بدانند این حمایت چه اندازه است، در برابر آن چه حقوق تبلیغاتی یا اجتماعی به شهر تعلق می‌گیرد و چگونه از منافع بلندمدت والیبال گنبد محافظت خواهد شد. شور هواداری نباید پوششی برای تصمیم‌گیری مالی مبهم باشد.

از سوی دیگر، درخواست حمایت از بخش خصوصی زمانی نتیجه می‌دهد که به‌جای دعوت‌های کلی، بسته اقتصادی مشخصی پیش روی سرمایه‌گذاران قرار گیرد. شرکت‌ها باید بدانند در برابر پرداخت چند میلیارد تومان چه میزان دیده‌شدن، اعتبار اجتماعی و فرصت تبلیغاتی دریافت می‌کنند. حمایت مالی در ورزش حرفه‌ای صدقه یا لطف نیست؛ یک مشارکت اقتصادی و اجتماعی دوطرفه است. فرمانداری، اداره ورزش و باشگاه باید بتوانند ظرفیت بزرگ هواداری گنبد را به ارزش رسانه‌ای قابل اندازه‌گیری تبدیل کنند. تا زمانی که از سرمایه‌گذار فقط خواسته شود برای حفظ «افتخار شهر» پول بدهد، حمایت‌ها بیشتر احساسی، کوتاه‌مدت و وابسته به روابط شخصی باقی خواهد ماند. قرارگرفتن لیگ دسته یک به‌عنوان گزینه جایگزین نیز باید واقع‌بینانه بررسی شود. رئیس فدراسیون وعده داده است در صورت محقق‌نشدن حضور استقلال گنبدکاووس در لیگ برتر، این شهرستان امکان شرکت در لیگ دسته یک را داشته باشد. این مسیر را نباید تحقیر کرد یا شکست مطلق دانست. اگر منابع لازم برای یک حضور آبرومندانه و پایدار در لیگ برتر وجود ندارد، ساختن تیمی منسجم در لیگ دسته یک با محوریت بازیکنان بومی می‌تواند از ورود شتاب‌زده به رقابتی پرهزینه و گرفتارشدن در بدهی جلوگیری کند. با این حال، چنین تصمیمی باید بخشی از یک برنامه صعود دوساله یا سه‌ساله باشد، نه تبعیدی بی‌زمان که بار دیگر استعدادهای شهر را به سوی تیم‌های دیگر روانه کند.

اکنون مسئولان گنبدکاووس در برابر یک آزمون جدی قرار دارند. آن‌ها می‌توانند با تکیه بر هیجان عمومی، خبر بازگشت استقلال را پیش از قطعیت اعلام کنند و بعد، اگر منابع فراهم نشد، شکست را به گردن بی‌مهری بخش خصوصی یا کمبود زمان بیندازند؛ یا می‌توانند صادقانه بگویند تیم هنوز در مرحله مذاکره است و تحقق حضور آن به چند شرط روشن بستگی دارد. راه دوم شاید تیتر کم‌هیجان‌تری بسازد، اما اعتماد عمومی را حفظ می‌کند. اعتماد هواداری که بارها میان امید و ناامیدی رفت‌وآمد کرده، خود یکی از مهم‌ترین دارایی‌های والیبال گنبد است و نباید با وعده‌های عجولانه فرسوده شود.

بازگشت استقلال می‌تواند فرصت مهمی باشد، اما نباید هدف نهایی تلقی شود. هدف باید بازگرداندن استقلال واقعی به والیبال گنبدکاووس باشد؛ استقلالی نه فقط در نام تیم، بلکه در توان برنامه‌ریزی، درآمدزایی، بازیکن‌سازی و ادامه حیات بدون انتظار سالانه برای ظهور یک حامی تازه. باشگاه استقلال تهران می‌تواند شریک این مسیر باشد، اما نمی‌تواند جای ساختار بومی را بگیرد. گنبد باید از این همکاری برای ایجاد یک نظام پایدار استفاده کند، نه اینکه نام خود را برای یک فصل دیگر به حمایت متزلزل یک مجموعه بیرونی گره بزند.

والیبال گنبد از تکه‌های نخ و توپ‌های دست‌ساز آغاز شد و به تیم ملی و قهرمانی جهان رسید. چنین تاریخی شایسته آن نیست که آینده‌اش در فاصله میان یک وعده اداری و یک واریز بانکی معلق بماند. مردم این شهر وظیفه خود را سال‌هاست انجام داده‌اند: بازی کرده‌اند، بازیکن ساخته‌اند، سالن‌ها را پر کرده‌اند و نام گنبد را در والیبال ایران زنده نگه داشته‌اند. اکنون نوبت مدیران است که به‌جای تکرار افتخارات گذشته، یک قرارداد معتبر، بودجه تضمین‌شده و برنامه‌ای چندساله روی میز بگذارند.

تا آن زمان، باید با احتیاط از «بازگشت استقلال» سخن گفت. آنچه امروز فراهم شده، نه حضور قطعی در لیگ برتر، بلکه فرصتی محدود برای جلوگیری از غیبت است؛ فرصتی که میان مطالبه ۵۰ میلیارد تومانی، وعده حامیان محلی و قرعه‌کشی انجام‌شده گرفتار مانده است. اگر این فرصت با تصمیم‌گیری سریع، شفافیت مالی و برنامه حرفه‌ای همراه شود، شاید گنبد بار دیگر جایگاه شایسته خود را در سطح اول والیبال ایران پیدا کند. اما اگر همه‌چیز به چند نشست، چند عکس و چند قول شفاهی ختم شود، «پایتخت والیبال» باز هم بیرون زمین خواهد ماند؛ این بار نه به دلیل نداشتن استعداد و هوادار، بلکه به دلیل مدیریتی که هنوز نتوانسته است برای بزرگ‌ترین سرمایه ورزشی شهر، سقفی پایدار بسازد.

 

 

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.