در تئوری، هدایت تحصیلی قرار است مسیر رشد و استعداد هر دانشآموز را مشخص کند و به او کمک کند که با آگاهی و علاقه، وارد رشته و حرفهای شود که هم برای خود و هم برای جامعه مفید است. اما در عمل، این مسیر اغلب به یک آزمون دشوار تبدیل میشود؛ جایی که محدودیت ظرفیتها، فشار والدین و نبود مشاوره تخصصی، تصمیمگیری را به کابوسی بزرگ بدل میکند.
در استان گلستان، این معضل بیشتر به چشم میآید. دانشآموزانی که علاقه به رشتههای فنی و حرفهای دارند، گاهی به دلیل دیدگاههای اجتماعی و نگرانی والدین، مجبور به انتخاب رشتههای تجربی یا ریاضی میشوند؛ رشتههایی که نه علاقه واقعی آنهاست و نه تضمینکننده اشتغال. نتیجه، تولید نسلی است که با سردرگمی و اضطراب، وارد بازار کار میشود.
فاطمه، دانشآموز سال سوم دبیرستان در گنبدکاووس، میگوید: من علاقه زیادی به رشته فنی دارم، اما خانوادهام میگویند تجربی بهتر است. حتی مشاور مدرسه هم به ما میگوید اگر نمرات بالایی نداشته باشی، نمیتوانی وارد رشته پزشکی شوی. فشار خیلی زیاد است و هیچ وقت حس نکردم کسی واقعاً به علاقه من توجه کند.
پدر فاطمه اضافه میکند: ما نگران آینده فرزندمان هستیم. وقتی بازار کار را نگاه میکنم، میبینم رشتههای فنی درآمد ندارند. پس مجبوریم او را به سمت رشتههای دانشگاهی هدایت کنیم، حتی اگر خودش دوست نداشته باشد.
این داستانها در سراسر گلستان تکرار میشود؛ از شهرهای کوچک تا حاشیه کلانشهرها، دانشآموزان و خانوادهها گرفتار فشارهای متعدد هستند: نمره، رتبه، مشاورههای ناقص و انتظارات اجتماعی. مسئولان آموزش و پرورش گلستان، از جمله مدیر کل استان، به دفاع از سیستم هدایت تحصیلی برمیخیزند و میگویند: ما با برنامهریزی دقیق و بر اساس ظرفیت مدارس و نیاز بازار، سعی میکنیم دانشآموزان را هدایت کنیم. مشاوران ما به خانوادهها و دانشآموزان کمک میکنند تا تصمیم منطقی بگیرند. با این حال، کارشناسان معتقدند: خلأ مشاوره تخصصی، نبود زیرساختهای آموزشی برای رشتههای فنی و حرفهای، و فشار فرهنگی و اجتماعی، باعث میشود حتی بهترین سیاستها نیز به نتیجه مطلوب نرسند.
یکی از بزرگترین چالشها، تناقض میان علاقه دانشآموز و نیاز واقعی بازار کار است. بسیاری از فارغالتحصیلان رشتههای نظری بعد از سالها تحصیل، با بازار کار مواجه میشوند که مشاغل محدودی دارد. در مقابل، رشتههای فنی و حرفهای که بازار کار فعال دارند، هنوز از دید جامعه و والدین کمارزش تلقی میشوند.
برای اصلاح هدایت تحصیلی در گلستان و برای حل این بحران، چند راهکار کلیدی پیشنهاد میشود1 . تقویت مشاوره تخصصی: حضور مشاوران با تجربه در مدارس و ارائه مشاورههای علمی و عملی به دانشآموزان و خانوادهها. آموزش خانوادهها: اطلاعرسانی درباره ظرفیتهای واقعی بازار کار و اهمیت انتخاب بر اساس علاقه و توانمندی. توسعه رشتههای فنی و حرفهای2 . ارتقای کیفیت آموزش و تجهیز کارگاهها و مراکز فنی، تا جذابیت بیشتری برای دانشآموزان و خانوادهها ایجاد شود. هماهنگی با بازار کار3 . برنامهریزی هدایت تحصیلی بر اساس نیازهای اقتصادی استان و کشور، نه صرفاً رقابت دانشگاهی. شفافیت و پیگیری مستمر4 . ایجاد سازوکار نظارت مستقل برای ارزیابی عملکرد هدایت تحصیلی و کاهش دخالتهای سلیقهای و اداری
. هدایت تحصیلی اگر درست اجرا شود، میتواند چراغ راه آینده دانشآموزان باشد؛ اما اگر به یک رویه خشک و صرفاً عددمحور تبدیل شود، نه تنها استعدادها تلف میشوند، بلکه جامعه نیز از نخبگان واقعی محروم خواهد شد.


