در این دو دهه، چهرهی گنبد دگرگون شده جمعیتی که مهاجرتها به آن شتاب بخشیده، نیازهای زیستمحیطی تازهای که بحران ریزگردها یادآورشان است، و اقتصادی که همچنان بر تکپایهی کشاورزی سنتی استوار مانده است. اما نقشهای که قرار بود مسیر توسعه را ترسیم کند، یخزده و بیحرکت باقی مانده است. نتیجه این عقبماندگی روشن است خیابانهایی که ظرفیت تردد امروز را ندارند، محلاتی که بیهیچ پیشبینی در نقشه شکل گرفتهاند، ترافیک نفسگیر، و خانههایی که «بیدوام» خوانده میشوند. آمارها میگویند بیش از نیمی از واحدهای روستایی شهرستان گنبدکاووس در این طبقه قرار دارند؛ خانههایی که هر زلزله یا حادثهای میتواند آنها را به فاجعه بدل کند.
اقتصاد شهری هم از همین غفلت بیبرنامه آسیب دیده است. گنبد هنوز در حصار کشاورزی سنتی نفس میکشد و هیچ برنامهای برای تنوعبخشی اقتصادی در طرح ۱۳۸۴ دیده نمیشود؛ نه صنعتی که اشتغال بیافریند، نه گردشگریای که از ظرفیت جهانی گنبد قابوس بهره بگیرد. چرا بازنگری این طرح تا امروز به سرانجام نرسیده است؟ پاسخ را باید در میان لایههای قدرت جستوجو کرد. در تهران، شورای عالی شهرسازی و معماری با فرآیندهای طولانی و پیچیده تصویب طرحها، عملاً هر اصلاحی را به تأخیری چندساله سپرده است. در گنبدکاووس هم شورای شهر و شهرداری نتوانستهاند نقشی فعال ایفا کنند. قانونی که شوراها را به پیگیری موظف میکند، در عمل رنگ باخته و آنچه باقی مانده، انفعال و وعدههای بیسرانجام است.
پروژههای نیمهتمامی که دو دهه است خاک میخورند، بهترین نشانه این ناکارآمدیاند. از مصوبات کاغذی تا اجرا فاصلهای عمیق افتاده و این فاصله را مردم هر روز در زندگی خود لمس میکنند.
در دی ۱۴۰۲ با مصوبهای ۲۴ هکتار زمین در جنوبشرقی گنبد برای نهضت ملی مسکن الحاق شد. اما این تصمیم بیش از آنکه درمانی برای بحران باشد، شبیه چسب زخمی است بر زخمی کهنه. نه مطالعات زیستمحیطی صورت گرفت و نه اصلاحی در ساختار کلی طرح تفصیلی. تجربه مسکن مهر در این شهر، با پروژهای نیمهتمام و ۷۰ درصد پیشرفت، نشان داده که چنین اقدامات مقطعی تنها بحران را عقب میاندازند، نه آنکه آن را حل کنند.
مردم گنبدکاووس امروز حق دارند بپرسند چه زمانی این طرح فرسوده بازنگری خواهد شد؟ آیا تا پایان ۱۴۰۴ برنامهای شفاف وجود دارد؟ منابع مالی این بازنگری از کجا تأمین میشود؟ چه تضمینی هست که کمیسیونهای مختلف با مصوبات لحظهای خود، دوباره نقشه شهر را به بنبست نکشانند؟ و مهمتر از همه آیا صدای مردم، بهویژه ساکنان محلات فرسوده، در این فرآیند شنیده خواهد شد؟
کارشناسان راهکارهایی مشخص ارائه میدهند، تشکیل کارگروه فوری با حضور نهادهای مستقل؛ از شورای شهر و دانشگاه گلستان گرفته تا سازمانهای مردمنهاد. بازنگریهای دورهای و پنجساله برای جلوگیری از تکرار بحران انجماد. و استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند سامانههای GIS برای شفافسازی و مشارکت عمومی در تغییرات کاربری اراضی. جدولهای مقایسه نشان میدهد فاصله میان طرح ۱۳۸۴ و نیازهای ۱۴۰۴ از زمین تا آسمان است: جمعیتی که ۴۰ درصد بیشتر شده، اقتصاد شهری که باید تنوع پیدا کند، زیستمحیطی که دیگر نمیتوان از آن چشم پوشید، و حملونقلی که به جای ۸۰ هزار نفر باید برای چند برابر این جمعیت برنامهریزی شود.
بحران طرح تفصیلی گنبدکاووس، تنها یک موضوع فنی یا تخصصی نیست؛ مسألهای است که مستقیماً به کیفیت زندگی مردم گره خورده است. خیابانهای بیسرانجام، خانههای بیدوام، بیکاری جوانان و آلودگی هوا، همه و همه ریشه در همین نقشههای کهنه دارند. مردم امروز بیش از وعده، نیازمند پاسخاند. گنبدکاووس شایسته آن است که نقشه توسعهاش نه سندی خاکخورده، که برنامهای زنده، شفاف و مشارکتپذیر باشد. بازنگری فوری این طرح، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی برای آینده این شهر است.


