حالا معاون آبخیزداری منابع طبیعی گلستان از احداث بیش از ۱۲۰ سازه سرشاخهگیر در بالادست شهرهای استان خبر میدهد؛ سازههایی که مأموریت اصلی آنها جلوگیری از ورود تنه درختان، سرشاخهها و رسوبات به آبراهههای پاییندست و کاهش خطر انسداد پلها عنوان شده است.
اما این همه ماجرا نیست. در گلستان نزدیک به ۲ هزار سازه آبخیزداری در نقاط مختلف استان احداث شده، در حالی که برای حدود ۵۰۰ هزار هکتار از عرصههای مطالعهشده هنوز عملیات اجرایی نیازمند تأمین اعتبار است.
این اعداد یک پرسش اساسی را پیش روی مدیریت منابع طبیعی استان قرار میدهد: آیا سازههای ساختهشده میتوانند همپای گستره خطر سیلاب در گلستان حرکت کنند؟
رمضان بهترک، معاون آبخیزداری منابع طبیعی گلستان، در تازهترین اظهارات خود درباره اقدامات پیشگیرانه برای کاهش خطر سیلاب گفته است بیش از ۱۲۰ سازه سرشاخهگیر در بالادست شهرهای استان احداث شده است. به گفته او، بخش قابل توجهی از شهرهای گلستان در جنوب استان و در مسیر رودخانههایی قرار دارند که از ارتفاعات سرچشمه میگیرند. بنابراین در زمان بارشهای شدید، احتمال انتقال حجم قابل توجهی از روانآب، رسوبات و مواد جنگلی به سمت پاییندست وجود دارد. سرشاخهگیرها در همین نقطه وارد عمل میشوند؛ نه برای آنکه تمام سیلاب را متوقف کنند، بلکه برای آنکه بخشی از مواد جامد و چوبی همراه جریان را پیش از رسیدن به نقاط حساس، مهار کنند. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که گاهی یک تنه درخت یا حجم زیادی از سرشاخههای جنگلی، اگر در دهانه یک پل گیر کند، میتواند مسیر عبور آب را محدود کند و شرایط را برای طغیان فراهم آورد. بهترک تأکید کرده است هدف اصلی این اقدامات، پیشگیری از خسارت پیش از رسیدن سیلاب به مناطق مسکونی است. در گزارش دیگری از اظهارات معاون فنی و آبخیزداری گلستان، تعداد شهرها و شهرستانهای واقع در ضلع جنوبی استان که تحت تأثیر رودخانهها و آبراهههای بالادست قرار دارند، ۱۴ شهر و شهرستان عنوان شده است؛ محدودهای که از گلوگاه و نوکنده تا کلاله امتداد دارد. بر اساس همین گزارش، سازههای سرشاخهگیر با هدف جلوگیری از ورود تنه درختان، سرشاخهها و رسوبات ناشی از بارش و روانآب به پاییندست احداث شدهاند. این جغرافیا نشان میدهد که مسئله آبخیزداری در گلستان صرفاً یک پروژه عمرانی در چند نقطه محدود نیست؛ بلکه با شبکهای از حوزههای آبریز، رودخانهها و آبراهههایی مواجهیم که از ارتفاعات وارد مناطق سکونتگاهی و شهری میشوند. به همین دلیل، هر سازه در بالادست باید در ارتباط با حوزه آبخیز خودش دیده شود؛ نه به عنوان یک پروژه منفرد.
یکی از بخشهای قابل توجه اظهارات بهترک، مربوط به اعتبارات سال گذشته است. به گفته او، سال گذشته حدود ۸۰ میلیارد تومان اعتبار در اختیار حوزه آبخیزداری قرار گرفته که ۴۰ میلیارد تومان آن در مناطق شمالی استان، با توجه به ضرورت اقدامات بیولوژیک مقابله با گردوغبار، هزینه شده و ۴۰ میلیارد تومان دیگر برای اجرای سازههای سرشاخهگیر در جنوب استان اختصاص یافته است. این تقسیم اعتبارات نشان میدهد که منابع طبیعی گلستان همزمان با دو مسئله متفاوت مواجه است: در شمال استان، مسئلههایی مانند گردوغبار و تثبیت خاک اهمیت دارد و در جنوب، یکی از محورهای اصلی مداخله، کاهش خطر سیلاب و کنترل روانآب و رسوب است. بنابراین آبخیزداری را نمیتوان صرفاً مترادف با «ساخت بند» دانست؛ بخشی از آن اقدامات بیولوژیک، پوشش گیاهی و تثبیت خاک است و بخش دیگر به سازههای فیزیکی مربوط میشود. ۲ هزار سازه در استان؛ اما همه آنها سرشاخهگیر نیستند در اینجا یک تفکیک آماری ضروری است.
سیدرضا موسوی، رئیس اداره آبخیزداری منابع طبیعی گلستان، پیشتر اعلام کرده بود که در مجموع نزدیک به ۲ هزار سازه آبخیزداری در استان احداث شده است. بر اساس آمار ارائهشده از سوی او، این مجموعه شامل حدود: ۲۶۰ سازه خاکی؛ ۴۵۰ سازه سنگی و ملاتی؛ حدود ۸۰ سازه سرشاخهگیر؛ و حدود یکهزار و ۳۰۰ سازه گابیونی و سازههای همسو با طبیعت بوده است. بنابراین وقتی از «۲ هزار سازه آبخیزداری» صحبت میکنیم، نباید تصور کرد همه این سازهها برای یک مأموریت مشخص و یکسان ساخته شدهاند. برخی برای کنترل روانآب و پخش سیلاب، برخی برای کاهش فرسایش، برخی برای تثبیت بستر و برخی برای جلوگیری از انتقال سرشاخه و تنه درختان کاربرد دارند. همین تفکیک برای ارزیابی عملکرد پروژهها اهمیت دارد. اما یک اختلاف آماری قابل بررسی وجود دارد
در اظهارات اخیر معاون آبخیزداری گلستان، از بیش از ۱۲۰ سازه سرشاخهگیر در بالادست شهرهای استان سخن گفته شده است. در گزارش دیگری از اظهارات همین مقام، رقم حدود ۱۲۵ سازه سرشاخهگیر در جنوب استان مطرح شده است. از سوی دیگر، در گزارشی که چند ماه پیش منتشر شده بود، رئیس اداره آبخیزداری استان تعداد سازههای سرشاخهگیر را حدود ۸۰ مورد اعلام کرده بود. این تفاوت لزوماً به معنای تناقض نیست؛ ممکن است بخشی از اختلاف ناشی از تفاوت تاریخ آمار، محدوده جغرافیایی مورد محاسبه یا افزایش سازهها در فاصله زمانی بین دو گزارش باشد. اما برای افکار عمومی و حتی برای ارزیابی عملکرد دستگاه اجرایی، بهتر است یک آمار رسمی و بهروز منتشر شود که مشخص کند تعداد دقیق سازههای سرشاخهگیر تا امروز چند مورد است، چه تعداد از آنها در جنوب استان قرار دارند و چه تعداد در بالادست شهرها احداث شدهاند؟
انتشار چنین جدولی میتواند ابهام موجود را برطرف کند. بهترک برای توضیح عملکرد سازههای آبخیزداری به منطقه وطنا در شهرستان آزادشهر اشاره کرده است. به گفته او، حدود ۹ سازه آبخیزداری در بالادست این حوزه و در محدوده جاده و پل قدیمی احداث شده و این سازهها در بارشهای اخیر عملکرد مناسبی داشتهاند. او گفته است با وجود بارش قابل توجه، در محدوده پل اصلی جاده قدیم آبگرفتگی رخ نداده و جریان آب از زیر پل عبور کرده است معاون آبخیزداری استان یکی از عوامل مؤثر در این وضعیت را عملکرد سازههای احداثشده در بالادست و جلوگیری از انتقال حجم بالای سرشاخه و رسوبات به پاییندست دانسته است.
البته از منظر ارزیابی فنی، یک نمونه موفق را نمیتوان به تمام حوزههای آبخیز استان تعمیم داد؛ عملکرد هر سازه به شدت بارش، وضعیت پوشش گیاهی، شیب حوزه، ظرفیت سازه، میزان رسوب و دهها عامل دیگر وابسته است اما تجربه وطنا میتواند یک نمونه میدانی برای بررسی این پرسش باشد که سازههای آبخیزداری در شرایط واقعی بارندگی تا چه اندازه میتوانند خطر را کاهش دهند یکی از نکات مهم در سخنان مسئولان منابع طبیعی این است که آبخیزداری، تنها یکی از حلقههای مدیریت سیلاب است حتی اگر در بالادست سازه ساخته شود، پاییندست همچنان نیازمند نگهداری و اصلاح مسیر رودخانهها، پلها، آبراههها و نقاط حادثهخیز است بهترک نیز بر همین موضوع تأکید کرده و توسعه اقدامات پیشگیرانه در بالادست را در کنار اصلاح و بازسازی نقاط آسیبپذیر پاییندست ضروری دانسته است در واقع، اگر یک سازه در ارتفاعات ساخته شود اما ظرفیت پل پاییندست کافی نباشد، یا حریم رودخانه رعایت نشده باشد، خطر به طور کامل از بین نمیرود.
آبخیزداری میتواند شدت و آثار جریان را کاهش دهد، اما جایگزین مدیریت جامع رودخانه و سیلاب نیست.
شاید مهمترین عدد برای آینده آبخیزداری گلستان، نه تعداد سازههای ساختهشده، بلکه سطحی باشد که هنوز نیازمند عملیات اجرایی است بر اساس اعلام رئیس اداره آبخیزداری منابع طبیعی استان، حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار هکتار از اراضی استان مطالعه شده و در ۶۵۰ هزار هکتار عملیات اجرایی انجام شده است برای حدود ۵۰۰ هزار هکتار باقیمانده نیز برنامهریزی انجام شده، اما اجرای آن مشروط به تأمین اعتبار است. این عدد نشان میدهد مسئله اصلی فقط ساخت سازه جدید نیست؛ مسئله بزرگتر، تأمین منابع برای اجرای طرحهای مطالعهشده در پهنه وسیعی از استان است از طرف دیگر، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان نیز اخیراً اعلام کرده که در سال جاری حدود ۵۵ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان اعتبار برای طرحهای مرتبط با مخاطرات طبیعی پیشبینی شده است در گزارش دیگری نیز اعلام شده که در سال جاری بیش از ۵۵ میلیارد تومان از محل اعتبارات محرومیتزدایی برای پروژههای آبخیزداری و اقدامات بیولوژیک اختصاص یافته است.
چرا آبخیزداری برای گلستان مهمتر از یک پروژه عمرانی معمولی است؟
گلستان از یک سو صاحب جنگل، مرتع و حوزههای کوهستانی گسترده است و از سوی دیگر، بخشهایی از مناطق شهری و روستایی آن در مسیر رودخانهها و آبراهههایی قرار گرفتهاند که از ارتفاعات سرچشمه میگیرند
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان، مساحت عرصههای منابع طبیعی استان را بیش از یک میلیون و ۴۱۲ هزار هکتار اعلام کرده و گفته است مدیریت حوضههای آبخیز استان نیز پهنهای حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار را دربرمیگیرد در چنین جغرافیایی، مدیریت آب در بالادست مستقیماً با زندگی مردم در پاییندست ارتباط پیدا میکند هرچه پوشش گیاهی ضعیفتر شود، فرسایش افزایش پیدا کند و روانآب با سرعت بیشتری حرکت کند، فشار بر رودخانهها و سازههای پاییندست بیشتر خواهد شد از این منظر، آبخیزداری را باید بخشی از مدیریت ریسک سیلاب و حفاظت از خاک و آب دانست، نه صرفاً مجموعهای از عملیات عمرانی سؤال مهمتر: سازهها پس از ساخت چه میشوند؟ یکی از موضوعاتی که کمتر در آمارهای رسمی دیده میشود، نگهداری و پایش سازهها پس از احداث است هر سازه آبخیزداری در طول زمان با رسوبگذاری، فشار جریان، تغییر بستر و فرسایش مواجه میشود بنابراین صرف اعلام تعداد سازههای ساختهشده، برای سنجش میزان آمادگی استان در برابر سیلاب کافی نیست برای هر سازه مهم باید مشخص باشدکجا ساخته شده؟ چه ظرفیتی دارد؟ با چه اعتباری ساخته شده؟ چه سالی به بهرهبرداری رسیده؟ در آخرین بارندگی شدید چه عملکردی داشته؟ آیا نیاز به لایروبی یا بازسازی دارد؟ و چه میزان از رسوب و سرشاخه را مهار کرده است؟اگر چنین اطلاعاتی به صورت عمومی منتشر شود، میتوان درباره اثربخشی واقعی پروژهها نیز قضاوت دقیقتری داشت. آبخیزداری؛ پیشگیری ارزانتر از بازسازی؟ منطق اصلی آبخیزداری روشن است: اگر بخشی از خطر در بالادست کنترل شود، خسارت احتمالی در پاییندست کاهش پیدا میکند اما برای اثبات میزان صرفهجویی اقتصادی، لازم است دستگاههای مسئول اطلاعات دقیقتری منتشر کنند؛ مثلاً هزینه احداث هر سازه در برابر خسارتهای احتمالی که در یک رخداد سیلابی کاهش یافته است در مورد وطنا، مسئولان از عملکرد مناسب سازهها در بارندگی اخیر سخن گفتهاند. این تجربه میتواند نقطه شروعی برای تهیه گزارشهای ارزیابی پس از سیلاب باشد؛ گزارشی که نشان دهد کدام سازهها مؤثر بودهاند و چرا این رویکرد، آبخیزداری را از یک گزارش آماری به یک موضوع قابل سنجش تبدیل میکند گلستان به جای «تعداد سازه»، به نقشه خطر نیاز دارد شاید مهمترین نیاز امروز، انتشار یک نقشه جامع از پروژههای آبخیزداری استان باشد؛ نقشهای که در آن مشخص شود کدام حوزهها تحت پوشش قرار گرفتهاند، کدام مناطق در اولویت هستند و کدام نقاط همچنان فاقد سازههای مورد نیازند زیرا ممکن است یک شهرستان تعداد زیادی سازه داشته باشد اما حوزهای دیگر، با وجود ریسک بالا، همچنان در انتظار اعتبار بماند از سوی دیگر، آبخیزداری زمانی بیشترین اثر را دارد که با مدیریت شهری، راهداری، مدیریت بحران، آب منطقهای، محیط زیست و دهیاریها هماهنگ باشد سیلاب دستگاه نمیشناسد؛ اما مدیریت سیلاب دستگاههای متعددی را درگیر میکند اگر یک نهاد در بالادست سازه بسازد و نهادی دیگر در پاییندست بدون توجه به ظرفیت رودخانه ساختوساز یا توسعه زیرساخت انجام دهد، نتیجه نهایی ممکن است با هدف آبخیزداری فاصله داشته باشد.
حرف آخر؛ ۲ هزار سازه، آغاز راه است نه پایان آن
گلستان امروز مجموعه قابل توجهی از سازههای آبخیزداری دارد؛ نزدیک به ۲ هزار سازه که هرکدام با هدفی مشخص در کنترل روانآب، رسوب، فرسایش یا سرشاخههای جنگلی ساخته شدهاند. در کنار آن، بیش از ۱۲۰ سازه سرشاخهگیر نیز برای حفاظت از شهرها و آبراهههای پاییندست مطرح شده است اما در همان حال، حدود ۵۰۰ هزار هکتار از عرصههای مطالعهشده هنوز برای اجرای عملیات آبخیزداری به تأمین اعتبار نیاز دارد.
این دو عدد در کنار یکدیگر تصویر دقیقتری از وضعیت آبخیزداری استان ارائه میکنند کار انجام شده، کم نیست؛ اما کار باقیمانده نیز کم نیست مسئله اصلی از اینجا به بعد، فقط افزایش تعداد سازهها نیست. باید مشخص شود کدام حوزهها بیشترین خطر را دارند، کدام سازهها بیشترین اثربخشی را داشتهاند، کدام پروژهها نیازمند بازسازی هستند و برای پوشش مناطق باقیمانده چه میزان اعتبار لازم است و شاید مهمتر از همه اینکه، در استانی مانند گلستان که تجربه سیلابهای مخرب را در کارنامه خود دارد، پیشگیری نباید بعد از وقوع سیلاب آغاز شود
آبخیزداری، اگرچه نمیتواند وعده حذف سیلاب را بدهد، میتواند بخشی از خطر را پیش از رسیدن به خانههای مردم، جادهها و شهرها مدیریت کند اما برای اینکه این ادعا از سطح گزارش مسئولان به سطح ارزیابی عمومی برسد، یک چیز بیش از هر چیز لازم است شفافیت در نقشه، اعتبار، تعداد، ظرفیت و عملکرد سازهها.
آن وقت میتوان فهمید که پشت عددهای «۲ هزار سازه» و «۱۲۰ سرشاخهگیر»، واقعاً چه میزان امنیت برای مردم گلستان ساخته شده است.


