عبدالقیوم آق آتابای
- تجزیه درختان افتاده، کربن، نیتروژن، فسفر و سایر عناصر ضروری را به خاک بازمیگرداند و به رشد گیاهان جدید کمک میکند این درختان، زیستگاه مناسبی برای بسیاری از موجودات زنده از جمله حشرات، قارچها، باکتریها، خزندگان، دوزیستان و پستانداران کوچک فراهم میکنند. درختان افتاده با ایجاد سایه و کاهش تبخیر، به حفظ رطوبت خاک کمک میکنند. ریشههای درختان شکسته و افتاده، خاک را در جای خود نگه میدارند و از فرسایش آن جلوگیری میکنند. وجود درختان افتاده در جنگل، تنوع گونههای گیاهی و جانوری را افزایش میدهد. بسیاری از حیوانات از لاشه درختان افتاده تغذیه میکنند و یا از آنها برای ساختن لانه و سرپناه استفاده میکنند. درختان افتاده میتوانند به عنوان سکویی برای رشد گیاهان جدید عمل کنند و به ایجاد فضای زندگی جدید در جنگل کمک کنند
جنگلهای استان گلستان، بهعنوان یکی از بزرگترین و متنوعترین اکوسیستمهای جنگلی شمال ایران، از نظر زیستمحیطی و اقتصادی ارزش فراوانی دارند. این جنگلها نقش مهمی در تعادل اقلیم منطقه، حفظ منابع آبی و تامین اکوسیستمهای طبیعی ایفا میکنند. اما یکی از چالشهای جدی این جنگلها، موضوع درختان خشکیده و افتادهای است که به جای آنکه در چرخه طبیعت باقی بمانند یا در صنایع چوب به شکل اصولی استفاده شوند، به عنوان هیزم از جنگل خارج و به فروش میرسند. این مسئله نه تنها زیان اقتصادی دارد بلکه تاثیرات منفی زیستمحیطی جبرانناپذیری به دنبال دارد.
بر اساس گزارشهای محیط زیست و منابع طبیعی استان گلستان، سالانه هزاران تن چوب خشکیده و افتاده از جنگلهای این استان جمعآوری و به صورت غیررسمی به بازار هیزم عرضه میشود. این اقدام که ظاهراً صرفاً برای تأمین سوخت خانگی و نیازهای اولیه مردم صورت میگیرد، اما پیامدهایی جدی در بلندمدت دارد، کاهش ظرفیت تجدید طبیعی جنگل به علت برداشت بیش از حد مواد آلی از زمین جنگل ، کاهش تنوع زیستی و اختلال در چرخه تغذیه گونههای جانوری، افزایش ریسک آتشسوزیهای گسترده به دلیل باقی ماندن درختان خشکیده در بخشهایی از جنگل که در بعضی موارد با برداشت غیرمنطقی همراه است واز دست رفتن فرصتهای اقتصادی به دلیل استفاده نادرست از منابع چوبی و عدم بهرهبرداری صنعتی از چوبهای افتاده ازجمله این پیامدهاست.
دکتر «مهدی اسدی»، کارشناس اکولوژی جنگل، در گفتوگو با ما بیان میکند:
درختان افتاده به عنوان بخشی از چرخه طبیعی جنگل هستند. خارج کردن این چوبها از جنگل، اساساً چرخه مواد آلی را برهم میزند و علاوه بر آن، باعث آسیب به بستر جنگل و افزایش فرسایش خاک میشود. با وجود اهمیت زیستمحیطی، بخشی از جامعه محلی به دلیل محدودیتهای اقتصادی به برداشت چوبهای افتاده برای سوخت متکی هستند. «علی رضا محمدی»، یکی از ساکنان روستاهای اطراف جنگل گلستان میگوید: وقتی گاز نداریم یا قیمت آن بالاست، مجبوریم برای گرم کردن خانه و پختوپز از هیزم استفاده کنیم. درختهای افتاده هم که در جنگل زیاد است، پس چرا استفاده نکنیم؟
اما این نگاه کوتاهمدت به منابع طبیعی، در نهایت آسیبهای جدی به محیط زیست و اقتصاد پایدار منطقه وارد میکند. کارشناسان منابع طبیعی پیشنهاد میدهند برای حل این مشکل، باید طرحهای پایدار و جایگزین ارائه شود که ضمن حفظ منابع جنگلی، نیازهای مردم تأمین شود؛ فراهم کردن سوختهای جایگزین و مقرون به صرفه مانند گاز مایع و انرژیهای تجدیدپذیر، آموزش و آگاهسازی جوامع محلی نسبت به اهمیت حفظ جنگل و عواقب برداشت بیرویه ، ساماندهی و مدیریت اصولی چوبهای افتاده با اجازه و نظارت سازمانهای محیط زیست و منابع طبیعی و استفاده از چوبهای افتاده در صنایع چوب و کاغذ به جای سوزاندن و تبدیل آنها به هیزم ازجمله این طرح هاست. درختان افتاده بخش مهمی از چرخه اکولوژیکی جنگل هستند و کمک میکنند تا خاک جنگل حفظ و تغذیه شود. برداشت این چوبها به صورت غیرمنظم به تخریب محیط زیست منجر میشود. برداشت نادرست باعث فرسایش خاک، کاهش آبخوانها و آسیب به پوشش گیاهی میشود که در نهایت به کاهش کیفیت زندگی مردم منجر خواهد شد. بحران خروج چوبِ درختان افتاده از جنگلهای گلستان در زمانهای رخ میدهد که بنگاههای اقتصادی محلی میتوانند هم بخشی از مشکل و هم کلید راهحل باشند. از یکسو صنایع چوب استان سالانه میلیاردها تومان سرمایه میبلعند ولی سهم کمی از آن در مسیر توسعهی پایدار خرج میشود
تجربهی نصب گازرسانی روستایی پیرامون جنگلهای هیرکانی نیز نشان میدهد که وقتی زیرساخت انرژیِ پاک با سرمایه مشترک دولت و بخش خصوصی فراهم شود، فشار بر سوخت هیزمی کاهش مییابد بنابراین حضور فعال بخش خصوصی، از سرمایهگذاری در انرژی جایگزین تا ایجاد بازار محصولات چوبِ مهندسیشده، عامل تعیینکننده در مهار حلقه تخریب است.
درختان افتاده یا «چوب درشتبنیه کف جنگل» (CWD) خزانهای برای کربن، بستر رویش نهالها و زیستگاه دهها گونه قارچ، حشره، پرنده و پستاندارند نگهداشت این چوبها چرخه مواد آلی را غنی میکند، بافت خاک را تثبیت میکند و در شیبها جلوی فرسایش میایستد مطالعات جنگلهای بارانی غرب کانادا نیز نشان میدهد که حذفِ این آوار چوبی، تنوع ریززیستگاهها و ریزاندامگان را تا چند ده درصد کاهش میدهد طبق ارزیابی ادارهکل منابع طبیعی، سالانه حدود هزار هکتار جنگلکاری و نهالکاری در استان انجام میشود؛ اما کمبود منابع مالی و مشارکت محدود بخش خصوصی، مانع نگهداشتِ کامل این عرصههاست گزارش «تهران تایمز» نیز هشدار میدهد که ۳۵۰۰ هکتار از ذخیرهگاههای ارزشمند، بهعلت قاچاق چوب و کمبود بودجه حفاظت در معرض تهدید جدیاند
از محرّکهای اجتماعی و اقتصادی برداشت چوب افتاده ، فقر انرژی و الگوی معیشت روستایی است که پژوهش میدانی در زاگرس نشان داده است خانوارهای جنگلی با افزایش درآمد و دسترسی به سوخت پاک، وابستگی به هیزم را کاهش میدهند؛ اما در غیاب سیاستهای حمایتی همچنان سوخت ارزانترین انتخاب است
کسری نظارت و قوانین نیز ازجمله این محرک های اجتماعی است ، سیاستهای سختگیرانه انگلستان در الزام مجوز قطع درخت و ارزیابی اثر زیستمحیطی، الگویی است که میتواند در اصلاح مقررات ایران الهامبخش باشدوشکاف اطلاعرسانی و مشارکت جوامع محلی هم ازدسته محرک های اجتماعی واقتصادی دیگراست ، بدون توانمندسازی اقتصادی و آموزشیِ روستاهای حاشیه جنگل، طرحهای احیا و کنترل، کامیابی محدودی خواهند داشت .
افزایش خطر حریق و فرسایش خاک: حذف CWD پوشش رطوبتی خاک را میکاهد و مستعد آتشسوزی میکند، همانگونه که در حریق ۳۵۰ هکتاری کردکوی مشاهده شد هزینههای اقتصادی پنهان: هر مترمکعب چوبی که بهعنوان هیزم خارج میشود، ارزشی چند برابر در صنایع چوب مهندسی دارد؛ درحالیکه سوخت پاک میتواند بهآسانی جایگزین شود افزایش مشوق مالی برای انرژی پاک (گاز مایع، خورشیدی) بهکمک صندوق توسعه استان و سرمایهگذاری مشترک بخش خصوصی، برای کاهش فشار سوخت هیزمی ، قراردادهای «اجاره با انتقال تدریجی مالکیت (PPP) برای احیای عرصههای فرسایشی و جذب سرمایه بنگاههای چوب مهندسی ، استانداردسازی برداشت چوب افتاده بر پایه دستورالعملهای بینالمللی حفظ CWD و آموزش پیمانکاران محلی ، ایجاد بازار اعتبار کربن برای شرکتهای جنگلکاری که حجم مشخصی از چوب افتاده را در جنگل باقی میگذارند؛ این مدل در اروپا به سود مالی پایدار تبدیل شده است و نیازسنجی دقیق انرژی روستایی و ارتقای سطح سواد انرژی برای تغییر الگوی مصرف سوخت، طبق تجربه زاگرس
بقای جنگلهای گلستان نه فقط یک دغدغه محیطزیستی که مسئلهای اقتصادیـاجتماعی است. بدون حضور فعال و مسئولانه بنگاههای اقتصادی، مواد خامِ جنگل در چرخه ارزش افزوده پایدار نمیچرخد و همچنان به شکل هیزمِ کمبازده سوزانده میشود. همگرایی سیاست حمایتی، سرمایهگذاری خصوصی و مشارکت جوامع محلی میتواند «درخت افتاده» را از تهدید به فرصت تبدیل کند؛ فرصتِ احیای خاک، ذخیره کربن و خلق ثروت سبز برای نسلهای آینده.
برداشت درختان افتاده و خشکیده از جنگلهای گلستان به عنوان هیزم، یک معضل چندوجهی است که نیازمند نگاه جامع علمی، اجتماعی و اقتصادی است. بدون مدیریت و برنامهریزی دقیق، این اقدام میتواند به تخریب تدریجی منابع طبیعی، کاهش کیفیت زندگی و تشدید بحرانهای زیستمحیطی در منطقه منجر شود. باتوجه به فرارسیدن فصل تابستان واستفاده مردم ازتفرجگاه های جنگلی ، مسئولان و کارشناسان باید با همکاری مردم محلی، راهکارهای جایگزین و پایدار را به سرعت عملیاتی کنند.
https://nedayesahra.ir/?p=13316


