بسیاری از والدین در گنبدکاووس هر سال با چنین شرایطی مواجهاند؛ هزینههای اجباریای که رنگ و بوی مشارکت داوطلبانه ندارند و بدون شفافیت خرج میشوند. در همین حوالی، پدر دیگری درباره سرویس مدرسه دخترش گلایه میکند: سال گذشته ۸۰۰ هزار تومان میدادم، امسال گفتند یک میلیون و دویست! هیچکس هم نمیگوید این افزایش بر چه اساسی است. ماشینها قدیمیاند، شلوغند و حتی کمربند ایمنی هم ندارند.
لباس فرم مدارس هم داستان خودش را دارد. «مریم»، مادر دو دانشآموز ابتدایی، با عصبانیت از کیسهای پارچهای بیرون میآورد و نشان میدهد: این دو تکه پارچه رو به اسم لباس فرم یک میلیون و صد هزار تومن فروختند. پارچهاش بیکیفیته، دوختش هم کج و معوجه. میگن کمیته قیمتگذاری داریم! کدوم کمیته؟ ما که نه جلسهای دیدیم، نه کسی نظر ما رو خواست. این روایتها تصویر روشنی از وضعیت آموزش به دست میدهد؛ والدین در حالی بار اصلی هزینهها را به دوش میکشند که نظارت مؤثر و شفافیت مالی تقریباً وجود ندارد.
طبق اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تحصیل تا مقطع متوسطه یعنی تا پایان دوره دوم متوسطه باید رایگان باشد و امکانات و لوازمی که برای این امر نیاز است باید تهیه شود. اگر شهریه مدارس نمونهدولتی، هیئت امنایی و تیزهوشان و حتی اگر کمک به مدرسههای اجباری و گاه و بیگاه برخی مدارس دولتی به بهانه دیدن بهتر، به سه رفتن لوازم جانبی و… هم دارد که آنها در سایه غفلت آموزش و پرورش و سایر نهادهای ذیربط پای جیب خانواده دانشآموزان شده است، تا طعم واقعی آموزش رایگان به هیچ وجه احساس نشود.
تغییر و افزایش هزینه سرویس مدارس در سالهای اخیر در محدوده ۳۵ تا ۴۵ درصد نسبت به سال قبل بوده است. با این حال، به دلیل نبود یک لیست جامع و دقیق از هزینههای مصوب سالهای گذشته، امکان بررسی شفاف و مستند این ادعا چندان فراهم نیست. طبق مشاهدات میدانی، مهمترین نکتهای که خانوادهها مطرح میکنند نبود شفافیت مالی کافی در سامانه است.
وطبق دستورالعمل برای تعیین قیمت، کیفیت و نحوه تهیه لباس فرم مدارس باید کمیتهای تحت عنوان کارگروه برنامهریزی، ساماندهی و نظارت بر تهیه و توزیع پوشاک دانشآموزان تشکیل از انجمن اولیا مربیان مدرسه، مدیر مدرسه و نماینده صنف خیاطان و نماینده اداره کل صمت تشکیل شود و این کمیته برای قیمتگذاری به جمعبندی برسد. در برخی شهرستانها این کمیته تشکیل شده است و نرخ مصوب لباس فرم برای آن سال مشخص میشود. این سازوکار باید در همه شهرها وجود داشته باشد، در حالی که در بسیاری از شهرها پیگیری نمیشود و سازوکار مشخصی برای آن وجود ندارد. برخی مدارس هر سال لباس فرم خود را تغییر میدهند. به همین علت برای سال پیش رو از سوی آموزشوپرورش به مدارس ابلاغ شده است که اگر لباس فرم سال گذشته کماکان قابل استفاده است، الزامی برای تهیه لباس فرم جدید نداشته باشند و به دانشآموزان اجازه استفاده از لباس فرم سال گذشته داده شود.
قیمتهایی که برای لباس فرم از دانشآموزان گرفته میشود، بیشتر از مشابه همان لباس در بازار است. لباسهای مدارس غالباً از جنس پارچه مناسب و باکیفیت نیست، اما برای همان لباس نه کیفیت مناسبی دارد و نه دوخت مناسبی، قیمت بیشتری دریافت میشود و معمولاً هزینه دریافت میشود.
مشکل اصلی آموزش ، نبود شفافیت و ضعف نظارت است. پیشنهاد میشودبا ایجاد سامانه شفافیت مالی مدارس تمامی کمکهای مردمی و هزینههای مدارس بهصورت آنلاین و قابل پیگیری ثبت شود. نظارت جدی بر سرویسهای مدارس با تشکیل کمیتهای متشکل از نمایندگان والدین، شهرداری و آموزشوپرورش، نرخها و استانداردها کنترل شود.
بازنگری در روند تهیه لباس فرم و اجرای واقعی کمیته قیمتگذاری با مشارکت مؤثر والدین و ارائه امکان خرید از بازار آزاد با همان طرح مصوب انجام شود. حمایت از خانوادههای کمدرآمدبا تخصیص یارانه آموزشی به دانشآموزان نیازمند برای پوشش هزینههای تحصیل اعمال شود. تا زمانی که نظارت شفاف، مشارکت واقعی مردم و اجرای قانون به معنای واقعی کلمه محقق نشود، «آموزش رایگان» نه یک حق مسلم، بلکه باری سنگین بر دوش خانوادهها خواهد ماند؛ باری که هر سال سنگینتر میشود.


