×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

آخرین هشدار به یک زیست‌بوم جهانی
عبدالقیوم آق آتابای

خلیج گرگان، دومین زیست‌بوم آبی مهم ایران پس از دریاچه ارومیه، در آستانه خشک‌شدن کامل قرار دارد. این پهنه ارزشمند که بخشی از حافظه طبیعی و زیست‌محیطی کشور به شمار می‌آید، هر روز بیش از پیش به سمت مرگ پیش می‌رود، در حالی‌که وعده‌های دولت برای احیای آن همچنان بر روی کاغذ باقی مانده است. پرسش اساسی این است: چرا تصمیم‌گیران در برابر نابودی یک زیست‌بوم جهانی سکوت کرده‌اند؟

خلیج گرگان در جنوب شرقی دریای خزر و در محدوده شهرستان‌های بندرترکمن، بندرگز، نوکنده و بهشهر قرار دارد و با طول ۶۰ کیلومتر و عرض حداکثر ۱۲ کیلومتر، یکی از مهم‌ترین پهنه‌های آبی کشور محسوب می‌شود. این خلیج به همراه تالاب میانکاله و لپو زاغمرز در سال ۱۳۵۴ نخستین تالاب ایران بود که در فهرست جهانی رامسر ثبت شد. اهمیت این زیست‌بوم تنها به تنوع زیستی آن محدود نمی‌شود؛ زندگی و معیشت حدود نیم تا یک‌میلیون نفر از مردم منطقه به آن وابسته است. بیش از یک دهه است که موضوع احیای خلیج گرگان مطرح شده اما همچنان این بوم‌سازگان با خطر نابودی دست‌وپنجه نرم می‌کند. طی دو سال اخیر نیز اقدام جدی در دولت چهاردهم انجام نشده و همین تأخیرها موجی از انتقادها و اعتراض فعالان محلی و نمایندگان مجلس را در پی داشته است.

امید سقلی، فرماندار بندرترکمن، احیای خلیج گرگان را «مطالبه اصلی مردم» دانسته و یادآور می‌شود که در دولت سیزدهم ۵۵۰ میلیارد تومان اعتبار برای این کار اختصاص یافت و مطالعات پمپاژ آب آغاز شد. با این حال، کانال آشور که پیش‌تر تا عمق ۱.۵ متر لایروبی شده بود، دوباره پر از رسوب شده و نیازمند استقرار یک لایروب دائمی است.

عبدالجلال ایری، سخنگوی کمیسیون عمران مجلس، نیز با انتقاد از روند کند اجرا هشدار داده است: بر اساس مصوبه سال ۱۳۹۹ ستاد ملی احیای تالاب‌ها، عملیات احیا باید از طراحی تا اجرا انجام می‌شد، اما امروز تنها لایروبی محدودی در کانال آشور صورت گرفته است. این در حالی است که کانال‌های خوزینی و چپاقلی نیز نیازمند لایروبی فوری هستند. بیش‌ترین خسارت خشک شدن خلیج گرگان متوجه مازندران خواهد بود، اما پیامدهای آن برای گلستان هم بسیار سنگین است.

مشاهدات قایقرانان منطقه نیز بر این نگرانی‌ها صحه می‌گذارد. «خوجه» یکی از قایقرانان بندرترکمن می‌گوید: «در حال حاضر رفت‌وآمد قایق‌ها امکان‌پذیر است، اما اگر لایروبی انجام نشود، تا پایان سال کانال کاملاً بسته خواهد شد.» او تأکید می‌کند که استفاده از لایروب اجاره‌ای پاسخ‌گو نیست و خلیج نیاز به دستگاه دائمی دارد.

هم‌زمان با پسروی آب دریای خزر و فرسایش سواحل، آینده‌ای مبهم برای خلیج گرگان رقم خورده است. خشک شدن این پهنه آبی، نه‌تنها معیشت ساحل‌نشینان را نابود می‌کند، بلکه خطر خیزش ریزگردها، تخریب زیستگاه پرندگان مهاجر و نابودی تنوع زیستی منطقه را نیز به دنبال دارد. خلیج گرگان فقط یک مسئله استانی یا محلی نیست؛ نابودی آن تبعاتی ملی و حتی فراملی خواهد داشت. تجربه تلخ دریاچه ارومیه نشان داد که بی‌توجهی به هشدارها می‌تواند یک بحران زیست‌محیطی را به فاجعه‌ای اجتماعی و اقتصادی تبدیل کند. مرگ این خلیج، به معنای آغاز زنجیره‌ای از مشکلات زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی در شمال کشور است که دامنه آن به کل ایران گسترش خواهد یافت. علاوه بر این، کشورهای همسایه دریای خزر نیز با حساسیت این بحران را دنبال می‌کنند. نابودی خلیج گرگان به معنای تضعیف موقعیت ایران در مدیریت منابع مشترک دریای خزر خواهد بود و پیامدهای ژئوپلیتیک نیز به‌همراه خواهد داشت.

کارشناسان بر این باورند که خلیج گرگان تنها با یک اقدام محدود زنده نخواهد شد. نخستین گام، بازگرداندن جریان آب از دریای خزر از طریق لایروبی مستمر کانال‌های آشور، خوزینی و چپاقلی است؛ اما این تنها بخشی از ماجراست. از نگاه متخصصان، اگر سرچشمه‌ها مدیریت نشود، پایین‌دست هر روز دوباره گرفتار خواهد شد. به همین دلیل، احیای آبخیزهای بالادست و جلوگیری از ورود رسوبات تازه، هم‌زمان باید در دستور کار قرار گیرد. در کنار این اقدامات، باید ورود پساب‌های کشاورزی و فاضلاب شهری به خلیج متوقف شود. امروز این پهنه آبی بیشتر به مخزنی از آلودگی شباهت دارد تا یک تالاب جهانی. اصلاح الگوی کشت در اراضی اطراف و کاهش استفاده از کودها و سموم شیمیایی، گامی دیگر در مسیر نجات است.

با همه این‌ها، هیچ راهکاری بدون اراده سیاسی جدی و تخصیص بودجه پایدار به نتیجه نخواهد رسید. تجربه‌های ناکام گذشته نشان داده است که پروژه‌های مقطعی و وعده‌های کوتاه‌مدت تنها امید مردم را کم‌رنگ کرده است. خلیج گرگان نیازمند طرحی جامع و پایدار است که فراتر از تغییر دولت‌ها دنبال شود و به‌طور شفاف تحت نظارت عمومی قرار گیرد.

خلیج گرگان امروز بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است؛ یا با تصمیم‌گیری‌های شجاعانه و اقدامات فوری احیا خواهد شد، یا در آینده‌ای نه‌چندان دور تنها نامی از آن در کتاب‌ها باقی خواهد ماند. مرگ این خلیج به معنای پایان یک پهنه آبی نیست، بلکه نشانه‌ای از شکست ما در حفاظت از سرمایه‌های طبیعی کشور است؛ شکستی که هزینه‌های آن برای نسل‌های آینده غیرقابل جبران خواهد بود.

 

 

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.