قدرتالله نظری، مدیرکل آموزش و پرورش گلستان، با لحنی امیدوارکننده اعلام کرده است: ۹۵ درصد سازماندهی مدارس انجام شده و بیش از ۲۶ هزار معلم برای آموزش ۴۳۰ هزار دانشآموز آماده خدمت هستند. او تأکید کرده هیچ مدرسهای با کمبود نیروی انسانی مواجه نیست و خانوادهها نباید نگران هزینههای نوشتافزار یا لباس فرم باشند؛ چرا که این نیازها با مشارکت خیرین و گروههای جهادی تأمین خواهد شد.
اما همینجا پرسشی اساسی پدید میآید: اگر بار اصلی تأمین نوشتافزار و حتی بازسازی مدارس بر دوش خیرین و گروههای جهادی است، پس نقش آموزش و پرورش کجاست؟ آیا دستگاهی با چنین بودجه و ساختار گسترده باید در جایگاه ناظر و تشویقکننده خیرین قرار گیرد یا مجری اصلی و پاسخگو؟ این سئوال زمانی جدیتر میشود که والدین در مناطق محروم همچنان از فشار هزینههای تحصیل و لباس فرم گلایه دارند و احساس میکنند سهم آموزشوپرورش بیشتر به تبلیغات و سخنرانیها محدود شده است تا اقدام مستقیم.
نکته مهم دیگر کیفیت آموزش است؛ مسئلهای که حتی آمارهای کنکور اخیر نیز آن را تأیید میکنند. در نتایج امسال، مدارس دولتی سهم قابلتوجهی از قبولیها نداشتند و این شکاف میان مدارس دولتی و غیردولتی بار دیگر آشکار شد. در حالیکه مدیرکل بر آمادگی کامل و نبود کمبود معلم تأکید میکند، بسیاری از خانوادهها از افت کیفیت تدریس بهویژه در مدارس دولتی میگویند. کلاسهای پرجمعیت، استفاده از معلمان تازهکار یا حقالتدریسی در مناطق کمبرخوردار، و فقدان امکانات کمکآموزشی عملاً فرصت رقابت دانشآموزان دولتی در کنکور را کاهش داده است. این یعنی سازماندهی کامل روی کاغذ، لزوماً به معنای کیفیت آموزشی برابر برای همه دانشآموزان نیست.
مهرماه، به تعبیر مدیرکل، بهار تعلیم و تربیت است؛ اما این بهار زمانی شکوفا خواهد شد که آموزشوپرورش نقش واقعی خود را بهعنوان متولی اصلی تعلیم و تربیت بپذیرد، نه صرفاً هماهنگکننده خیرین.
آیندهسازان گلستان بیش از بستههای نوشتافزار یا مرمت مقطعی کلاسها، به کیفیت آموزش و عدالت در فرصتهای یادگیری نیاز دارند. اگر قرار باشد هر سال مدارس دولتی در کنکور سهمی ناچیز داشته باشند، شکاف طبقاتی آموزشی عمیقتر میشود و شعار عدالت آموزشی معنای خود را از دست خواهد داد. مهر زمانی میتواند بهار تعلیم باشد که گلستان نه فقط در تعداد معلمان و کلاسها، بلکه در کیفیت آموزش و برابری فرصتها بهار واقعی را تجربه کند.


